کد خبر:45194
پ

تجلیل شهرداری ابوزیدآباد از آزادگان دفاع مقدس

به مناسبت سالروز ورود آزادگان در ۲۶ مرادماه،شهرداری ابوزیدآباد از چهار آزاده دفاع مقدس این شهر تجلیل به عمل آورد.

به گزارش خبرنگار پرتال خبری آران وبیدگل”ای بی نیوز” در مراسمی که به مناسبت سالروز ورود آزادگان سرافراز به میهن اسلامی، با حضور شهردار،اعضای شورای شهر و آزادگان شهر ابوزیدآباد برگزار گردید،رضا نقدی با تبریک دهه کرامت و ولادت باسعادت کریمه اهل بیت حضرت معصومه(س) و ولادت هشتمین اختر تابناک امامت و ولایت حضرت علی بن موسی الرضا(ع)،ضمن گرامیداشت یاد و خاطره سالروز بازگشت آزادگان سرافراز به میهن اسلامی خاطرنشان کرد: ۲۶ مرداد سال ۱۳۶۹ نخستین روزی است که اسرای هشت سال جنگ تحمیلی به کشور بازگشتند و این روز به یمن بازگشت دلاور مردان کشور به میهن، به نام آنها نامگذاری شده که این بزرگان به رغم سخت ترین شکنجه های رژیم بعثی عراق،دست از آرمان های خود نکشیدند.

وی،افزود:امنیت و آسایشی که اکنون در کشور حاکم است به برکت نعمت جمهوری اسلامی  و رشادت های رزمندگان و آزادگان بوده که در دنیا بی نظیر است و اگر به کشورهای منطقه نگاهی داشته باشیم آنها حسرت آن را دارند که از این نعمت برخوردار باشند و این تقدیر و تجلیل از رزمندگان فقط بهانه ای است برای اینکه یاد و خاطره ی آنها و سختی ها و استقامتشان زنده نگه داشته شود.همچنین اعضای شورای شهر ابوزیدآباد نیز به نوبه خود با بیان مطالبی از دلاورمردان آزاده ی این شهر تمجید نمودند که این راه سخت را پیمودند و باید قدردان زحمات آنها باشیم.

در ادامه،هر یک از آزادگان سرافراز ابوزیدآباد به بیان بخشی از خاطرات چندین ساله ی دوران اسارت خود پرداختند،حسین داروغه که از خانواده ای شهیدپرور(احمد و محمود داروغه) محسوب می شوند،خاطرات خودش را چنین آغاز نمود که  آخرین روزهای اسارت را در زندان شهر موصل عرق سپری می کردیم که رادیو عراق اعلام کرد که قرار است صدام تا ساعتی دیگر یک خبر مهمی را اعلام کند تا اینکه این خبر از رادیو پخش شد،دوستان و رزمندگانی که تا حدودی به زبان عربی مسلط بودند بسیار شوق زده شدند اردوگاه ما که حدود دو هزار اسیر داشت همه اشک شادی می ریختند که بعد از چندین سال که بعضا به هشت تا ده سال می رسید قرار است آزاد شوند و وقتی در ۲۹ مردادماه وارد مرز ایران شدیم،بچه ها از اتوبوس ها پیاده می شدند و خاک میهن اسلامی ایران را می بوسیدند و مردم نیز استقبال باشکوهی از آزادگان انجام دادند.

سپس قاسم سلطانی از آزادگان سرافراز که همنام با شهیدان سلطانی و از بستگان ایشان در شهر ابوزیدآباد است و به عنوان اسیر مفقود نیز محسوب می شود به بیان خاطره ای پرداخت،زمانی که می خواستیم از زندان عراق رهایی پیدا کنیم با بعضی از عراقی ها در زندان ها خیاطی هم می کردیم و در ارتباط بودیم،افرادی از صلیب سرخ جهانی آمده بودند و سوال می کردند دوست دارید آزاد شوید یا نه!حالتی از خود داشتم که آنها فکر می کردند دوست ندارم آزاد شوم و بچه ها به من اشاره می کردند که سرتان را تکان بدهید و جواب بدهید که دوست دارید که آزاد شوید و وقتی میخواستیم سوار اتوبوس شویم،یک آرم جمهوری اسلامی را به پیراهنم دوخته بودیم که سرباز عراقی سعی کرد اجازه ندهد که سوار اتوبوس شوم،ولی یکی از دوستان عراقی که خیاط بود مرا سرزنش می کرد که چرا چنین کاری را انجام دادید و بدون اینکه سرباز بعثی متوجه شود مرا به یک نحوی سوار اتوبوس کرد.

سپس مصطفی متقی و آزادگان دلیر ابوزیدآیاد نیز،خاطره اش را چنین شروع نمود که حدود سیصد نفر بودیم که هر ۳۰ نفر را در یک اتاق ۹ متر (مربعی) قرار داده بودند که بسیار برای ما سخت بود و وقتی ما را از تونل یکی از اردوگاهها عبور می دادند به نام تونل مرگ نامگذاری کرده بودند که با هر وسیله ی شکنجه ای ما را مورد ضرب و شتم فجیعی قرار می دادند و وقتی جلوی ساختمان آسایشگاه در اردوگاه رسیدیم به یکی از اشخاص گفته بودند که در جمع این اسیران کدامیک فرمانده هستند، این شخص که قاسم رشتی نام داشت قبلا حتی در یکی از اردوگاهها به ساحت مقدس امام(ره)نیز اهانت کرده بود و فرمانده را به آنها معرفی کرد و با بدترین شکنجه ها این فرمانده را مورد ضرب و شتم قرار دادند.

همچنین محمد جواد قندی(همنام شهید ایرج قندی از ابوزیدآباد که پسرعمو بودند) که خاطرات ایشان زبانزد عام و خاص است و زبان شیوا و شیرینش،هر شنونده ای  را به ذوق می آورد خاطرات خود را چنین شروع کرد،ایشان عنوان کرد در طول چندین سالی که اسیر بوده،بعثی ها او را به چهار اردوگاه انتقال داده بودند و خیلی سخت است سربازان بعثی که یک اسیر جدیدی را که می دیدند که وارد اردوگاه شده،با بغض و کینه ای که داشتند او را  مورد شکنجه ی بیشتر قرار می دادند.در دوران اسارت بچه های منطقه کاشان فعالیت فرهنگی،مداحی و برگزاری مراسم های دینی را در آنجا برپا می کردند(به طوری که بعثی ها متوجه نشوند)،یک شب نوبتم شد که نگهبانی بدهم تا بچه ها مراسم دعا را برگزار کنند،تا اینکه سرباز عراقی وارد محل آسایشگاه شد و با یک رمزی میخواستم به بچه ها بفهمانم که سرباز عراقی وارد شده و مراسم را قطع کنند، ولی این سرباز از این جمله متوجه شد که فردا صبح به حساب تو خواهم رسید،تا اینکه در روز بعد مرا بسیار مورد شکنجه قرار دادند.
در پایان و پس از بیان خاطرات به یادماندنی این عزیزان،شهردار ابوزیدآباد به رسم یادبود و سپاس از رشادت های آزادگان دفاع مقدس در ابوزیدآباد،لوح تقدیر را اهدا نمود و از زحمات آنها تشکر کرد.
لازم به ذکر است،شهر ابوزیدآباد و بخش کویرات حدود دهها آزاده دارد که حسین داروغه،مصطفی متقی،قاسم سلطانی و محمد جواد قندی از شهر ابوزیدآباد هستند که از آنها تجلیل به عمل آمد.

 

کلیدواژه : کد خبر: ۵۵۴۴
پرتال خبری تحلیلی شهرستان آران و بیدگل
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کلید مقابل را فعال کنید