سر تیتر جدید ترین اخبار امروز :
- شهر زیرزمینی نوشآباد در صدر بازدید گردشگران نوروزی از شهرستان آران و بیدگل
- هفتههای آتی حساس در روابط ایران و آمریکا
- اکران جادوی جدید جوانان خلّاق آران و بیدگلی و کاشانی از پایان فروردین در سینماهای کشور
- اجرای مرحله دوم طرح کالابرگ الکترونیکی با واریز اعتبار به حساب سرپرستان خانوار از چهارشنبه
- پیام نماینده مردم کاشان و آران و بیدگل در مجلس شورای اسلامی به مناسبت ۱۲ فروردین، روز جمهوری اسلامی ایران
سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز
1396/11/29
42
0
فرهنگیتمام عناوین فرهنگی
کد خبر :5220
آران و بیدگل نیوز، در شیراز متولد شد. در مهمترین مرکز علمی زمان خودش؛ نظامیهی بغداد درس خواند و بعد از آن در لباس خطیب، راهی شام و حجاز شد.
سپس دوباره به شیراز بازگشت و تا آخر عمر در زادگاهش زندگی کرد. مغول در زمانهی او، هوس حمله به شهرها و آبادیها به سرش زد، اما همچنان او خوش شانس بود و جان سالم به در برد.

در ایران بهمنظور تجلیل از مقام والایش، اول اردیبهشت را که روز آغاز نگارش کتاب گلستان است، روز او نامگذاری کردهاند. هماو که شیرینسخنترین شاعر ایران؛ سعدی شیرازی ماست.
هرچند که گفته اند: چو سعدی سخن گوی ورنه خموش! اما از محضر ادیبان و نامآوران عرصهی ادب رخصت میطلبم تا از شاعری که بیش از همهی شعرا به او علاقهمندم سرسوزنی یادکنم.
استادی داشتیم که میگفت: \"اگر مردان سیاست چند واحد درسی بوستان سعدی را بخوانند و معناکنند و از جام قلمش چند قطرهای بنوشند، امور سیاست مملکت به نیکی سپری خواهد شد. زیرا که سخن سعدی در بوستان همه پند است و جالب اینکه هنوز هم میتوان با پندهای او زندگيِ عصر سرعت و اینترنت را سر و سامان داد. انگار که سالها قبل، دغدغههای این مرد بزرگ، زمان و مکان نمیشناخته و پیامهای نغز و پرمغزش را چنان شیوا به روح واژهها دمیده چنانکه ما که فرزندان اوییم، امروزه از خواندنش ملول و خسته نمیشویم.
اثر جاودان سعدی؛ گلستان، سرشار از توازن جملات و موسیقاییبودن کلمات است. روایات شیرین، ضربالمثلهای ارزشمند، دوبیتیهای فاخر که به اصل داستان سنجاق میشود، گویای تسلطش به انواع و اقسام صنایع ادبی است.
سعدی بیتی دارد که سلیسترین بیت زبان فارسی شمرده میشود. آنجا که میگوید:
خواب نوشین بامداد رحیل / بازدارد پیاده را سبیل
غزلیات عاشقانهاش دل میبَرَد و فراقنامههایش دل میسوزاند.
جوانترها، بیت مشهورش را بسیار خواندهاند و شنیدهاند و برای دلبر نوشتهاند که:
گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم / چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی
البته قصایدش نیز کم از غزلیاتش ندارد و بر همگان واضح و مبرهن است که سعدی در بسیاری از موضوعات هنرنمایی کرده و به توصیفات بکر و عالی پرداخته است.
جدای از تمام اینها، آن ترجیعبند معروف سعدی ما، برای اثبات بی نظیربودنش کفایت میکند و محتاج شاهد مثال دیگری نیست.
همان که بند ترجیعش چنین است:
بنشینم و صبر پیش گیرم / دنباله ی کار خویش گیرم
خلاصه که بسیاری از بیتها یا حتی مصرعهای سعدی، در این روز و روزگار تبدیل به ضربالمثلهای رایج مملکت شده و در جان و روح واژههای این عصر جاری و ساری است. مثل:
ادب از که آموختی؟ از بی ادبان
یا
خانه از پایبست ویران است
یا
عبادت به جز خدمت خلق نیست
یا
مُشک آن است که خود ببوید / نه آن که عطار بگوید
دیالوگ معروفی است که میگوید: قصد نصیحت ندارم چراکه فایدهای هم ندارد، فقط همینقدر بگویم اگر از امروز شروع کنیم با بچههایمان به خواندن سعدی ضررنکردهایم.
*فهیمه مسیبی
سپس دوباره به شیراز بازگشت و تا آخر عمر در زادگاهش زندگی کرد. مغول در زمانهی او، هوس حمله به شهرها و آبادیها به سرش زد، اما همچنان او خوش شانس بود و جان سالم به در برد.

هرچند که گفته اند: چو سعدی سخن گوی ورنه خموش! اما از محضر ادیبان و نامآوران عرصهی ادب رخصت میطلبم تا از شاعری که بیش از همهی شعرا به او علاقهمندم سرسوزنی یادکنم.
استادی داشتیم که میگفت: \"اگر مردان سیاست چند واحد درسی بوستان سعدی را بخوانند و معناکنند و از جام قلمش چند قطرهای بنوشند، امور سیاست مملکت به نیکی سپری خواهد شد. زیرا که سخن سعدی در بوستان همه پند است و جالب اینکه هنوز هم میتوان با پندهای او زندگيِ عصر سرعت و اینترنت را سر و سامان داد. انگار که سالها قبل، دغدغههای این مرد بزرگ، زمان و مکان نمیشناخته و پیامهای نغز و پرمغزش را چنان شیوا به روح واژهها دمیده چنانکه ما که فرزندان اوییم، امروزه از خواندنش ملول و خسته نمیشویم.
اثر جاودان سعدی؛ گلستان، سرشار از توازن جملات و موسیقاییبودن کلمات است. روایات شیرین، ضربالمثلهای ارزشمند، دوبیتیهای فاخر که به اصل داستان سنجاق میشود، گویای تسلطش به انواع و اقسام صنایع ادبی است.
سعدی بیتی دارد که سلیسترین بیت زبان فارسی شمرده میشود. آنجا که میگوید:
خواب نوشین بامداد رحیل / بازدارد پیاده را سبیل
غزلیات عاشقانهاش دل میبَرَد و فراقنامههایش دل میسوزاند.
جوانترها، بیت مشهورش را بسیار خواندهاند و شنیدهاند و برای دلبر نوشتهاند که:
گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم / چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی
البته قصایدش نیز کم از غزلیاتش ندارد و بر همگان واضح و مبرهن است که سعدی در بسیاری از موضوعات هنرنمایی کرده و به توصیفات بکر و عالی پرداخته است.
جدای از تمام اینها، آن ترجیعبند معروف سعدی ما، برای اثبات بی نظیربودنش کفایت میکند و محتاج شاهد مثال دیگری نیست.
همان که بند ترجیعش چنین است:
بنشینم و صبر پیش گیرم / دنباله ی کار خویش گیرم
خلاصه که بسیاری از بیتها یا حتی مصرعهای سعدی، در این روز و روزگار تبدیل به ضربالمثلهای رایج مملکت شده و در جان و روح واژههای این عصر جاری و ساری است. مثل:
ادب از که آموختی؟ از بی ادبان
یا
خانه از پایبست ویران است
یا
عبادت به جز خدمت خلق نیست
یا
مُشک آن است که خود ببوید / نه آن که عطار بگوید
دیالوگ معروفی است که میگوید: قصد نصیحت ندارم چراکه فایدهای هم ندارد، فقط همینقدر بگویم اگر از امروز شروع کنیم با بچههایمان به خواندن سعدی ضررنکردهایم.
*فهیمه مسیبی

هیچ نظری برای این خبر ثبت نشده است
با ثبت نظر خود اولین نفری باشید که برای این خبر نظر ثبت کرده است.