مرگ چنین خواجه نه کاری است خرد

1391/12/21
17
0
اجتماعیتمام عناوین اجتماعی
کد خبر :3861

مرگ انسان های خرد ورز، توانمند، کاردان، با هوش که تمامتوان خود را برای پویایی، پیشرفت همه جانبه جهان به کار می گیرند و جان خویش رارنجور می سازند تا شکوفایی ، توسعه فرهنگی و اجتماعی پدیدار شود و زیبایی افزونگردد مرگی نیست که بتوان به سادگی باور کرد و در آن نگریست و مویه نکرد. گریه ازآن که سال ها گذشته است تا مردی چنین، بالیده و اینک در آغوش خاک خفته است واندوه از آنکه سال ها باید یگذرد تا چنین فرزندی دوباره در دامن گیتی بپرورد.

حسرتا که سال های سال است که در سوک نام آوران این مرز وبوم، در سکوت و گمنامی در گوشه ای از میهن، دست به سینه می ایستیم و به  دنبال پیکر آنان به آخرین وداع دل خوش می کنیمبی آنکه در زمان زندگی اشان آنچنان که باید احترامشان کرده و بزرگواری اشان را بهبینایی دیده باشیم و بر دستان پر مهرشان بوسه زده باشیم و بی آنکه در اندیشهارجداشت نام آورانی که باشندگی آن ها مایه های امید جامعه اند برنامه ای داشتهباشیم و براستی که جامعه ما هرگز آنچنان که بایسته است سپاس دار انسان های بزرگخود نبوده و این براستی ناتوانی انسان است.

دکتر غلامرضا اسلامی بیدگلی ، نمونه بارز یک فرهیخته بااندیشه های بلند فرزانگی بود که آرمان زندگی اش را بر اساس دانش اندوزی و دانشگستری ، کار و کوشش، مدیریت و مدارا نهاده بود و بدرستی جامعه جهانی را به سویپیشرفت و آبادانی و راستی و درستی می خواست. او نه جرقه ای  خرد که پیش پای خود را روشن کند که خورشیدیفروزنده بود که جهانی را روشنا بود.

افسوس که خورشیدش به ناگاه در پس ابرهای فراق نشست ولیامروز سپاس داری از فرهیختگی، دانشی مردی و اندیشه ورزی او، خویشکاری ماست،نکوداشت فرهنگ وری که برای پرتوان کردن علم و اندیشه، جان خویش را رنجور و کم توانساخت و با رنجوری تن همواره به دانش و علم و کار و فادار ماند .

ازشمار دو چشم یک تن کم             و ز شمار خرد هزاران بیش

اگر چه بر این باورم که از دست دادن زمان برای بازشناسیاندیشه های خردورزانه دکتر اسلامی گناهی است که پادافره آن از بین رفتن خودباوری واندیشه سوزی نسل امروز و فردای فرزندان ماست اما  بر این اندیشه نیز هستم که شناسایی او به زمانبسیاری نیاز دارد و اکنون که همه ما در بهت مرگ زود هنگام او هستیم کاری سخت استاما می توان این فرزند برومند ایران را در شعر خیام دید:

جامی است که عقل آفرین می زندش         صد بوسه زمهر بر جبین می زندش

این کوزه گر دهر چنین جام لطیف          می سازد و باز بر زمین می زندش

و به دیگر سخن می توان زندگی او را سرشار از آموختن و بسیاردانستن، آموزاندن ، نظم و کوشش سرشار از استمرار، و برتر از همه ایران دوستی وعشقبه مردم، فرهنگ و آبادانی و توسعه ایران دانست.

او که هیچگاه ایرانش و حتا زادگاه کوچک اش را فراموش نکرد وحتا به زیبایی به اینکه بیدگلی است احساس غرور کرد و دانشجویان و فرهیختگان شهرشرا نوروز گذشته ستود و به آنان گفت :

\"من امیدوارم هر نفس شما عید باشد و بهار باشد، هر نفسشما برای اول شهرتان و بعد برای استان، مملکت و صحنه های بین المللی بهار باشد وبدرخشد\". او همه فرزندان زادگاهش را انسان های سخت کوش و کارآمد می دانست وآرزو می کرد که همه آنها به موفقیت بایسته دست یابند .

و شگفتا که در بهاری دیگر، درخت قامتش خزان گرفت و حسرتا کهبسیار زودتر از آنچه که می شد تصور کنی پیمانه عمرش پرشد و از گل وجودش عطر دانایی،نخبگی و فرزانگی اش ماند.

دکتر اسلامی از زمره مردان بلند اختری بود که زندگی رافرصتی می دانند برای توشه اندوزی و رسیدن به کمالات انسانی و با خوشبختی می توانگفت که او با سربلندی این راه را پیمود و شیرینی زندگی اش، پاکیزگی روان اش شد. کهبدرستی روان او همای بلندپروازی شد که سرشار از عشق به میهن و مرز و بوم بود وافسوس که همای او در آشیانه نشست. او دریایی بود که در کوزه کوچک نمی گنیجید وخورشیدی که در آیینه کوچک هم نه.

تو بزرگی و در آیینه کوچک ننمایی.

درگذشت او یاد آور مرگ اقتصاددان برجسته هم زادگاهی و دوستدیرین اش زنده یاد دکتر حسین عظیمی آرانی نیز هست که او نیز کتاب زندگی اش  نیمه خوانده بسته شد.

یارانی که

نظیر خود را بنگذاشتند و بگذشتند        خدای عز و جل جمله را بیامرزاد

کسانی که کارنامه پربارشان هریک به گونه ایی ، نشاندهنده  خوشبختی اشان است . خوشبخت که بهدانش جهان افزودند و نام نیک از خود به جای گذاردند. سرافراز زیستند و آبرومند وبزرگ منش درگذشتند.

من نمی دانم که در کنار کتاب ها و نوشته های منتشر شده اوچه مقدار آثار منتشر نشده وجود دارد اما امیدوارم که فرزندان برومند او به چاپماندگاری های او و بازتاب اندیشه های علمی استاد، همت گمارند و یاران و دوست داراناو مرکزی علمی را به نام اسلامی در زادگاهش بنیاد نهند تا نام و یادش همواره درپیوند با دانش ، بزرگ بماند. و سخت کوشی و پشتکار او برای فرزندان امروز و فردا ،مشق دانش آموزی شود.

من در کنار کارهای علمی دکتر اسلامی،  باید به دل آرامی او از یاد خدا و مهرش به دین ومبانی دینی ، به عشق اش به امامان همام و احترامش به حضرت زینب ( س )،  به کارهای نیکوکارانه و خیرخواهانه و مردمدوستانه ، به نگرش او به جامعه انسانی و پیشرفت همگانی که همه اندیشه او بود وخوشحالیاش از پیشرفت علمی جامعه اش، اشاره کنم اما فرصت کنونی بسیارکوتاه است،  ولی اطمینان دارم که برکات وجودی او و آثاربرجامانده از او ، گنجینه ماندگاری برای نسل امروز و فردا خواهد بود و آینده بهروشنی در باره همه این ها خواهد گفت.

اینجانب به نمایندگی از همه خویشاوندان دکتر اسلامی ، ازژرفای جان این سوک را به خاله مهربان و عزیزم حاجیه خانم طاهره فرزانگان و همچنینبه دختر دایی ارجمندم سرکار خانم شهناز فرزانگان و نورچشمی های گرانمایه اش ، علیسعید و الهه و همه بستگان و دوستان که همواره با او دوستی کردند و اکنون جانشان دراین اندوه ، سخت آزرده است تسلیت می گویم.

به بزرگی نامش کلاه از سر بر می دارم و حتا در نبودنش بهافتخار ، پیش پایش برمی خیزم.

و باز می خوانم \" مرگ چنین خواجه نه کاری استخرد\". 

از خداوند مهربان و بزرگ  می خواهم که آن انوشه روان را جایی پر از گل دربهشت ، خانه دهد و روانش را سرشار از آرامش کند.

بر روان روشنش درود . هزاران بار درود.

مسعود فرزانگان

1392/01/16

;
نظرات خود را با ما به اشتراک بگذارید
کد امنیتی
ذره بین

هیچ نظری برای این خبر ثبت نشده است

با ثبت نظر خود اولین نفری باشید که برای این خبر نظر ثبت کرده است.