سر تیتر جدید ترین اخبار امروز :
- شهر زیرزمینی نوشآباد در صدر بازدید گردشگران نوروزی از شهرستان آران و بیدگل
- هفتههای آتی حساس در روابط ایران و آمریکا
- اکران جادوی جدید جوانان خلّاق آران و بیدگلی و کاشانی از پایان فروردین در سینماهای کشور
- اجرای مرحله دوم طرح کالابرگ الکترونیکی با واریز اعتبار به حساب سرپرستان خانوار از چهارشنبه
- پیام نماینده مردم کاشان و آران و بیدگل در مجلس شورای اسلامی به مناسبت ۱۲ فروردین، روز جمهوری اسلامی ایران
مستندات قیام 15 خرداد 1342 در شهرستان آران و بیدگل
1392/03/16
49
0
فرهنگیاماکن متبرکه
کد خبر :4990
روز های سوگواری عاشورای سال 1342 در آران و بیدگل شور و خروش ویژه ای داشت. روحانیون در منابر به رغم خفقان حاکم تا حدی از مسائل روز سخن گفتند . از مردم درخواست کردند که به رویارویی با یزید زمان بپردازند و حق را یاری نمایند.
روحانیون در سخنان خود امام را ستودند و از رژیم دست نشانده شاه بیزاری جستند. همزمان با قیام 15 خرداد 42 در اقصی نقاط کشور عزیزمان ایران ، اهالی آران و بیدگل (که آن زمان یکی از بخش های کاشان بود) نیز با تمام نیرو و توان به صحنه آمدند و فریاد «یا مرگ یا خمینی ، مرگ بر شاه » سردادند و به عنوان اعتراض به دستگیری امام (ره) به ادارات دولتی و عناصر وابسته به دربار و صهیونیست ها مانند « بهایی ها » حمله کردند و برخی از مراکز را به آتش کشیدند . دیری نپایید که شعله های آتش و دود ، بخش هایی از آران و بیدگل را فرا گرفت .
مردم آران و بیدگل اگر چه از شهردور بودند دشمنان را به خوبی شناخته و خشم و کین خود را نسبت به آنان آشکار می نمودند . آنان همانند بسیاری از مردم ایران دریافته بودند که شاه ، دست نشانده بیگانگان و اجرا کننده توطئه های ضد اسلامی و میهنی است و همه بدبختی ها و عقب ماندگی ها ، نابسامانی ها و ذلت و خواری مردم ایران از سرسپردگی او ناشی می شود ؛ از این رو در 15 خرداد 42 رویاروی او ایستادند و نفرت و انزجار خود را آشکار کردند .
و همچنین به دنبال روشنگری های امام به خوبی برای آنان روشن شده بود که حزب صهیونیستی «بهایی» زیر پوشش مذهب در خدمت آمریکا و صهیونیسم بین الملل قرار دارد و نقش ستون پنجم را در ایران ایفا می کند و مانند سرطان در همه شئون سیاسی ، فرهنگی ، اقتصادی ، نظامی رخنه کرده و کشور را به پرتگاه نابودی سوق می دهد.
اهالی آران و بیدگل بر آن شدند که به یاری مرجع دستگیر شده خود بشتابند و برای رهایی او از چنگال رژیم جانفشانی کنند از این رو ، انبوهی از آنان به رهبری برخی از روحانیون محل در دستی قرآن و در دست دیگر پرچم عزا گرفته ، با پای پیاده به سوی شهر حرکت کردند .
بهتر است ادامه ماجرا را در گزارش بخشداری آران و نیز هنگ ژاندارمری قم ( رکن 2) در تاریخ 15/3/42 پی بگیریم :
- گزارش بخشداری آران به فرمانداری شهرستان کاشان :
در ساعت 10 صبح 15/3/1342 هنگامی که در دفتر بخشداری به انجام وظیفه اشتغال داشتم ، بر اثر فریاد ناهنجار شخصی به نام محمود رجب زاده که به شغل رانندگی یکی از جیپ ها مشغول به کار بین آران و کاشان اشتغال دارد ، متوجه گردید نامبرده در جلو معابر بخشداری مردم را به تجمع دعوت و اظهار می نمود «فوری به کاشان حرکت». پس از جمع (شدن) عده ای نسبت به اعلیحضرت همایون شاهنشاهی اهانت و احساساتی بر له آقای خمینی ابراز (کرد) . . . در حدود پنج دقیقه از عزیمت نامبرده نگذشته بود که اجتماع کثیری از مردم . . . در میدان مقابل بخشداری متمرکز و هر لحظه جمعیت روبه ازدیاد می رفت که در این موقع دو نفر آقایان معمم به نام شیخ عباس و شیخ حبیب الله به رهبری جمعیت مبادرت و پیوسته شعارهای زننده و موهنی نسبت به مقامات عالیه و ابراز احساساتی محترمانه درباره آقای خمینی ابراز و اهالی را جهت عزیمت به شهر و انجام خرابکاری ترغیب و تشویق که در این هنگام با نهایت تاسف مشاهده گردید ، جمعیت وسیله نامبردگان به مرکز شهر هدایت و پس از مدت کوتاهی شعله های دود و آتش به هوا متصاعد (گردید). مجددا مردم تهییج شده بدون هدف در میدان جلو شهرداری جمع ، ضمن ابراز شعارهای زننده . . . برعلیه مقام شامخ سلطنت و بر له آقای خمینی . . . ایراد . . . این وضع در حدود یک ساعت ادامه (داشت). . .
(سند شماره 105)
تصویر اصل سند :
- گزارش هنگ ژاندارمری قم ( رکن 2) :
در ساعت 11صبح روز 15 خرداد 42 به گروهان کاشان اطلاع می رسد که عده ای از اهالی آران اجتماع و به قصد برهم زدن نظم ، عازم شهر می باشند. گروهان ، چند نفر ژاندارم به سرپرستی گروهبان یکم عباس صمیمیت ، جهت بازگردانیدن جمعیت به آران اعزام (می کند ) . مامورین در بین راه به جمعیتی در حدود 500 نفر که از آران و بیدگل عازم کاشان بوده اند برخورد (و) مشاهده می نمایند که عده ای از مهاجمین با پرچم و تعدادی از آنها قرآن همراه دارند که به محض برخورد با مامورین ، قرآن را روی دست گرفته و اظهار می دارند : «ما آیت الله خمینی را می خواهیم ».
سردسته مهاجمین به نام شیخ عباس و شیخ حبیب الله و شیخ حسین شناخته می شوند و یک دستگاه جیپ نیز برای جمعیت آب حمل می نموده . مامورین ضمن اخطار به اینکه جمعیت بایستی به ده مسکونی خود مراجعت نمایند ، مراقبت داشته اند که زد و خورد واقع نشود (!!)که ناگهان عده ای از وسط جمعیت دستور حمله به مامورین را صادر می نمایند . . . بدون اعتنا به اخطار سرپرست مامورین ، برای بازکردن راه و حرکت به شهر و دادن شعار استقامت می نمایند. مامورین با شلیک 28 تیر فشنگ کارابین و تامسون جمعیت را وادار به عقب نشینی و مراجعت می نمایند و خود نیز به دنبال آنان برای رسیدن به آران و برقراری نظم در آن ده حرکت می کنند. پس از ورود به قریه آران مطلع می شوند که پس از عزیمت عده پانصد نفری به طرف شهر ، عده کثیر دیگری تجمع و . . . به منازل و دکاکین بهاییان حمله (می کنند ) . . . مامورین موقعی می رسند که عده مهاجم اعمال وحشیانه خود را انجام داده و دکاکین و منازل بهاییان مشغول سوختن بوده (است ) بلافاصله به کمک عده ای به خاموش کردن می پردازند و برای اینکه مردم را متوجه ورود خود نمایند . . . 15 تیر فشنگ کارابین به هوا شلیک می نمایند . . .
(سند شماره 104)
تصویر اصل سند :
لازم به ذکر است در پی قیام خونین 15 خرداد در کاشان و حومه ، ساواک به دستگیری و تعقیب گسترده ای دست زد و شمار زیادی از اهالی آن شهرستان و حومه را مانند دیگر مناطق به پا خواسته ایران به زندان دراز مدت و محاکمه نظامی و فرمایشی کشید.
منبع : نهضت امام خمینی (دفتر اول)
نویسنده :سید حمید روحانی

هیچ نظری برای این خبر ثبت نشده است
با ثبت نظر خود اولین نفری باشید که برای این خبر نظر ثبت کرده است.