پلاسکو؛ صدای سوختن ماست

1395/11/03
89
0
اجتماعیحوادث و انتظامی
کد خبر :1328
آران و بیدگل نیوز - فهیمه مسیبی، کارشناسان امر معتقدند نویسنده‌ی خبر نباید احساسات و حالات روحی خود را بر متن خبریش مستولی نماید. باید به اوضاع مسلط شود تا بتواند بدون دخالت احساس، خبر را شسته‌رفته به دست مخاطب برساند. عذرم را بپذیرید اگر شهادت آتش‌نشانان میهنم، اشک مادران و همسران و فرزندان چشم‌انتظار کشورم، بیکارشدن هموطنانم و دودشدن سرمایه‌ی کلان سرزمینم اجازه نمی دهد بی دخالت اشک و احساس برای حادثه‌ی پلاسکو بنویسم.

\"پلاسکو؛

از گذشتگان خود بارها شنیدیم \"حادثه خبر نمی‌کند\" و دیدیم که این‌بار هم، بی‌خبر آمد. چندین روز پیاپی است که ما ملتی در بهت و حیرتیم با باران خبرهای ناگوار، رگبار شایعات بنیان‌کن، سیل آمارهای نادرست و بوران پیش‌بینی‌های عجیب اندر غریب.
اولین روز واقعه، بزرگترین دعایمان، تکرار اعجاز ابراهیم شد. سردشدن آتش بر فرشتگان بی‌ادعای بی‌بالی که نمی‌دانستیم پلاسکو مدفن اجساد پاکشان خواهد بود.
پلاسکو فروریخت و برادران آتش‌نشان ما سوختند. شاعران شعر سرودند. خوانندگان خواندند. مردم به یاد شهدای مدافع مردم، شمع روشن کردند. عکاسان و خبرنگاران، چشم و گوش ملت شدند. احزاب سیاسی بر علیه یکدیگر، به امر همیشگی جوسازی پرداختند و هریک، جبهه‌ی مقابل را در حادثه‌ی اخیر، مقصر جلوه داد و در این میان، آتش‌نشانان لحظه‌ای از تلاش دست برنداشتند و چون کوه خستگی‌ناپذیر، مأموریت ناتمام خود را برای یافتن بدن‌های بی‌جان دوستان عزیزشان ادامه دادند و تنها خداست که از دل‌های بیقرار قربانیان حادثه، آگاه است و هموست که درمان دردشان خواهد بود نه ما.

\"پلاسکو؛

مردم عزیز ایران!
چه می‌شود اگر ضرب المثل \"حادثه‌ خبر نمی‌کند\" را پیش از وقوع فاجعه، آویزه‌ی گوش کنیم؟
چه می‌شود اگر هریک از ما وظیفه‌ی خویش را به بهترین شکل انجام دهیم تا شاهد ناگواری‌هایی چنین عظیم نباشیم؟
نکته‌ی حائز اهمیت اینجاست که اگر انتخاب مردم ما، درست و اصولی باشد. اگر مسئولین ما، متخصص باشند. اگر وظیفه‌شناس باشند. اگر دارای وجدان‌کاری باشند. اگر به موقع هشدار دهند. اگر با متخلفین سخت برخورد کنند. اگر خدمت به مردم، از پول و شهرت و موقعیت، برایشان مهم‌تر باشد. اگر صاحبان قدرت و سرمایه، خدا را حاضر و ناظر بر اعمال خویش ببینند و حتی لحظه‌ای از او غافل نشوند، کار به جایی نمی‌رسد که هریک از ارگان‌های ما، دیگری را مقصر جلوه دهد و بار گناه خویش را به دوش اشخاص حقیقی یا حقوقی دیگر بیندازد.

\"پلاسکو؛

پلاسکو در آتش سوخت و جان‌های ارزشمندی به جان‌آفرین تسلیم شد. اکنون و تا ابد ملتی عزادار فرزندان میهن خویشند اما کار به اینجا ختم نمی‌شود. سوال اینجاست که چند ساختمان شبیه پلاسکو در کل کشور وجود دارد؟
آیا ساختمان‌های ما برای کارگران و کارمندان، ایمن است؟ آیا در صورت خسارت انسانی یا مالی و تجاری بیمه است؟
آیا ستاد بحران برای مواجهه با حوادثی این چنین سهمگین، آمادگی لازم را دارد؟ آیا قبل از وقوع حادثه، تجهیزات کافی در اختیار نیروی انسانی ما هست؟
آیا نیروی انسانی ما، دارای تخصص لازم هست؟ کی وقت آن می‌رسد همسران و فرزندان میهن، نگران ایمنی شغل همسر و پدر خود نباشند؟

کی وقت آن می‌رسد هرکس در جای به حق خود قرار بگیرد؟
کی زمان آن خواهد رسید که مردم ما خاطرشان از بابت ایمنی، تخصص، تلاش و وجدان کاری مسئولین راحت باشد؟
آیا روزی خواهد آمد که در آن، تماشاگری وجود نداشته باشد و همگان دریابند جامعه بی کمک تک‌تک آنان، به مقصد اعلای خود نخواهد رسید؟
آیا روزگاری از راه خواهد رسید که انسان‌ها، علم و دانش خویش را با تلاش و تکاپو گره زنند و تا رسیدن به اهداف والای مدنی، دست از کار و زحمت شبانه‌روزی برندارند؟
فاجعه‌ی غم انگیز پلاسکو کام ما را تلخ کرد و همچنان قضاوت‌های به‌جا و بی‌جا ادامه دارد. مقصر چه کسی بود و چگونه راه بر این مصیبت عظمی باز شد به‌عهده‌ی کارشناسان امراست. نکته‌ای که باید مورد تأکید و توجه من و تو قرار بگیرد جلوگیری از تکرار این قصه‌ی پرغصه است.

\"پلاسکو؛

هریک از ما، برای یک‌بار هم شده تصمیم بگیریم تا دیر نشده مسئول نجات خویشتن خویش شویم از شر بی‌سوادی محض، بی‌مسئولیتی محض، بی‌وجدانی محض و از خداوند بخواهیم ما را در رسیدن به اهداف عالی انسانی یاری فرماید!


\"پلاسکو؛
;
نظرات خود را با ما به اشتراک بگذارید
کد امنیتی
ذره بین

هیچ نظری برای این خبر ثبت نشده است

با ثبت نظر خود اولین نفری باشید که برای این خبر نظر ثبت کرده است.