تغییر؛بدون دردسر

1392/10/20
25
0
اجتماعیتمام عناوین اجتماعی
کد خبر :3727

زندگی روزمره ما انسانها دربرگرفته از گوناگونیهایبسیاری است. گوناگونیهایی که نه تنها در ظاهر بلکه در باطن قضیه نیز به راحتیآشکار است. این اعتقادات و سلیقه هاست که به زندگی ما انسانها شکل و نقش می دهند ودرواقع بوم نقاشی زندگی را طراحی می كنند. ثابت بودن رنگ در این بوم نقاشی، طرحزیبا و دلنشینی را پدید نخواهد آورد. بلکه متفاوت بودن رنگ های استفاده شده درنقاشی است که صحنه را زیباتر کرده و روح تازه ای به جان انسان می بخشد.

با این وجود ممکن است برخی رنگهای استفاده شده دربوم نقاشی زندگی، مورد پسند ناظرین و مواجه شوندگان نباشد و سبب ایجاد تضادیاعتقادی در ذهن برخی گردد. حال سوالی که مطرح می شود این است که چگونه می توان بااین دل مشغولی های ذهنی مبارزه کرد و آنها را از پیش رو برداشت؟

همانطور که در ابتدا مطرح شد افراد پیرامون مادارای سلیقه ها و اعتقادات گوناگونی هستند. برخی ازین اعتقادات مطابق و برخی دیگرمخالف با میل و ذائقه رفتاری ما می باشند. درمورد نوع اول هیچ بحث و مسأله ای مطرحنیست. درواقع این مورد که معمولا نادر است، همان چیزی است که هر شخصی از طرف مقابلشو بطور کلی از افرادی که با آنها ارتباط برقرار می کند، انتظار دارد. اما نوع دومیعنی زمانی که نظرات و سلیقه ها و بطور کلی شیوه رفتاری شخص مرتبط، متفاوت از چیزیاست که ما انتظارش را داریم. این مورد برخلاف مورد اول که به آن اشاره شد حجمبیشتری از زندگی اجتماعی ما را تشکیل می دهد. متأسفانه طبق آمارهای اعلام شده در طولسالهای اخیر منشأ بیشترین اختلافات و درگیریها همین اختلاف نظرها و عقیده ها بوده است.همین امر ضرورت بحث و رسیدگی به این موضوع را با اهمیت جلوه می دهد. به جد می توانگفت این اختلاف عقیده ها با پیشرفت امکانات و در نتیجه آن بالا رفتن سطح رفاهخانواده ها روز به روز بیشتر شده و سبب پیچیده تر شدن و گوناگونی عقاید رفتاریگشته است. در بیان علت این امر می توان به اهمیت دادن زیاد انسانها به ظاهر اشیاءو در کل امکانات موجود در پیرامون و حتی کسانی که با آنها در ارتباط هستند، اشارهکرد. رسیدن به زندگی ای که در آن درگیری و نزاع عقیده ای چیزی بی معنا جلوه دهدقبول دو موضوع را خواهد طلبید:

1.انسانها دارایعقاید و سلیقه های متفاوتی بوده و هریک تمایل به پایبندی و حکمرانی نظراتشان میباشند.

2.تغییر انسانهابه آن شکلی که مورد رضایت ما باشد کار دشوار و حتی غیرممکن است.

هریک از این موارد را مورد بحث قرار می دهیم:

تغییر عقیده برای هریک از ما انسانها دشوار و ملالآور است. جوهره رفتار و تمایلات انسان را همین عقاید تشکیل می دهند. عقایدی کهریشه و شکل گیری آن از دوران کودکی تا دوران نوجوانی و پس از آن جوانی است.تفاوتدر سلیقه ها و تمایلات افراد، چهره ای زیبا از یک جامعه بشری است. بطور مثال اگرقرار بر این بود که همه از یک رنگ، یک نوع لباس، یک مدل اتومبیل و.... خوششان آید واز آن طرفداری کنند، جامعه شکل و نواخت بی معنایی به خود می گرفت. حتی تصور زندگیای بدون تنوع، بسیار دشوار و ملالت بار است. خداوند انسانها را با عقاید و علایقگوناگون آفریده و این خود از برکات معنوی آفرینش است. شخصی زندگی در روستایی سرسبزکه صبح ها با صدای دلنشین خروسها بیدار شود و روز را به کار کشاورزی و دامداریسپری کند را به گزراندن در آپارتمانی مجلل در بهترین نقطه شهر ترجیح می دهد امادیگری آرزوی داشتن چنین منزلگاهی را در ذهن می پروراند.

انسانها در برخورد با مسائل مختلف نظرات و عقایدمتفاوتی را ارائه می دهند و طبیعتا خواستار حکمرانی نظراتشان در هر اموری هستند.هیچ شخصی از اینکه عقیده اش رد و با آن مخالفت شود احساس رضایت نمی کند. همه مابرای عقایدمان ارزشهایی قائلیم اما ممکن است خیلی ها در برابر این عقاید ایستادگیکرده و به جد با آوردن دلایلی که به نظرشان منطقی­ست، به مخالفت با ما برخیزند.بنابراین بایستی پذیرفت که سرشت آدمی بسیار گسترده تر و پیچیده تر از تصورات ذهنیاست. با این حال باید به نظرات یکدیگر احترام قائل شد. همانطور که خود چنینانتظاری را از افراد پیرامونمان داریم.

حال آیا می توان با ایستادگی در برابر عقاید افرادکه منجر به اثرگزاری روی رفتار و شخصیت و در کل نحوه زندگیشان شده است، باعث تحمیلنظراتمان روی آنها شد؟

پاسخ این سوال حل مسأله اصلی را بسیار آسان می کند.تغییر انسانها کاری بس دشوار و پیچیده و شاید در برخی موارد غیر ممکن بنظر آید.علت آن هم کاملا واضح است. فردی که سالها با یک سری عقاید خاص تربیت شده و ذهن اوبراساس همان عقاید شکل گرفته است چگونه ممکن است یک شبه همه آنها را کنار گذاشته وتابع نظرات طرف مقابل شود. البته شاید در بعضی مواقع عکس این مورد پیش آید. یعنیفرد با شنیدن حرف های طرف مقابل بدون هیچ گونه مخالفتی به صحت و درستی آن پی بردهو عقاید خود را نادیده بگیرد.که این مورد در جامعه کنونی بسیار نادر است. البتهممکن است این تبعیت به دلایل خاصی از جمله احترام به طرف مقابل یا جلوگیری ازسرخوردگی وی و یا هر علت دیگری باشد اما اگر کمی بیشتر به عمق این موضوع دقت كنیمبه این نتیجه خواهیم رسید که این گونه موافقتها بیشتر جنبه ظاهری داشته و با ایمانقلبی بسیار فاصله دارد. با این حال تغییر انسانها به آن گونه که ما مد نظرمان استکار بسی دشوار و زجر آور است. ما ایرانیها از نوادگان داریوش و کوروش کبیر هستیم.پادشاهانی که همیشه عادت به این داشتند که قدرت و عظمت خود را به رخ دیگران کشاندهو عقاید خود را برترین عقاید اعلام کنند. طبیعی است در چنین شرایطی تغییر خود کههیچ، بلکه تغییر دیگران(افراد پیرامونمان) نیز چیزی ناممکن می نماید.

با بررسی این دو مورد چیزی که نصیب ما می شود ایناست که عقاید انسانها متفاوت بوده و به هیچ عنوان نمی توان به آسانی در رفتار وکردار دیگران تغییر ایجاد کرد مگر به شکل ظاهری و کوتاه مدت. اما با توجه به اینکههر مسأله ای راه حلی دارد، در اینجا راه حل این مسأله را مطرح می نماییم:

همانطور که گفته شد، تغییر افرادی که در خانواده یامحل کار و در کل جامعه با آنها در ارتباطیم کار سهلی نیست، اماغیر ممکن نیز نیست!

در اینجا ذكر این مطلب ضروریست که در زمینه تغییرشیوه رفتاری دیگران، هدف، حذف یک شیوه رفتاری نامناسب و در مقابل آن اشاعه یکرفتار یا فرهنگ صحیح در اجتماع می باشد نه فرهنگی که سبب تخریب روابط اجتماعی یکجامعه در آینده شود.

در مورد اثرگزاری بر دیگران بایستی به دو گونهرفتار شود:

رفتار اول این است که شما با کم اهمیت جلوه دادنموضوع و سازگاری نسبتا ظاهری با فرد مقابل، سعی در اتمام مجادله و جلوگیری از بروزنزاع و درگیری نمایید. درواقع شما با این عمل، بجای تغییر رفتار و شیوه فکری شخصمقابل، خود را تغییر داده اید. مقصود از تغییر خود، تسلیم شدن در برابر فرد مقابلنیست. بلکه شما با جدی نگرفتن موضوع مورد نظر سعی در عدم اتصال بحث و گفتگو بهناکجا آباد شده اید. متأسفانه با بررسی های به عمل آمده مشخص شده است که بسیاری ازاختلافاتی که به ناراحتی و درنهایت به درگیریهای لفظی و فیزیکی می انجامد، ازاختلاف نظرهای جزئی نشأت می گیرد. پس چه بهتر اینکه قبل از رسیدن به این مرحله باسازگاری ای سطحی، به مسأله پایان دهیم و به قولی اجازه کشیده شدن کار به جاهایباریک و دردآور را ندهیم. اما در برخی موارد نیز ممکن است موضوع با اهمیتی در میانبوده و در صورت تسلیم و سازگاری با طرف مقابل امنیت اجتماعی جامعه به خطر افتاده وسبب بروز مشکلات بزرگتری در آینده گردد. حال در این گونه موارد چه باید کرد؟

رفتار دومی که در برابر این گونه مسائل پیشنهاد میشود این است که با عمل به آن و به اجرا در آوردن آن عقیده مثبت به نحو احسن، تبعاتو نتایج مثبت آن موضوع را نیز برای طرف مقابل نمایان سازیم. خیلی از ما انسانها باشنیدن نصیحت و اینکه شخصی روبروی ما بنشیند و برایمان سخنرانی کند، میانه خوشینداریم. اما اگر ببینیم شخصی نوعی از یك رفتار مناسب و اثربخش را خود به مرحله عملدرآورده و نیز آنرا سرلوحه کار و زندگی خویش قرار داده است و همچنین نتاجی مثبتعایدش شده، طبیعتا نمونه بارزی برای ما خواهد بود تا ما نیز بتوانیم با الگو گرفتناز او به منافع سرشار آن دست یابیم.

هر شخص می تواند با اجرای عقیده مثبت و کارساز خودسبب ترویج و اشاعه یک شیوه رفتاری صحیح و کارگشا در جامعه شود.

شاید مورد دومی که در بالا ذکر شد کمی زمانبر بهنظر برسد اما در عین حال می توان اغراق كرد كه درصد موفقیت آن چیزی بالای 80 درصداست. انسانها معمولا در ابتدا با عقل و سپس با دیده خود تصمیم قاطع را می گیرند.بنابراین با اجرای این روش می توان بدون هرگونه درگیری و نزاع به اهداف عالیه دستیافت و پایه ساز ایجاد و ترویج فرهنگهای صحیح رفتاری در جامعه شد.

;
نظرات خود را با ما به اشتراک بگذارید
کد امنیتی
ذره بین

هیچ نظری برای این خبر ثبت نشده است

با ثبت نظر خود اولین نفری باشید که برای این خبر نظر ثبت کرده است.